هنر و سینما

7 موسیقی متن برتر جان ویلیامز برای فیلم‌های اسپیلبرگ؛ از بدترین تا بهترین را بشنوید

استیون اسپیلبرگ یکی از با استعدادترین کارگردانان تمام دوران است. او ما را با تجربیات عجیب دایناسورها و موجودات فضایی و همچنین تاریک ترین دوره تاریخ آشنا کرد. در هر فیلمی، اسپیلبرگ می تواند احساسات شدیدی را در بیننده برانگیزد و اغلب این امر بدون کمک جان ویلیامز و موسیقی جذاب او ممکن نبود.

اگر اسپیلبرگ تصاویر شگفت انگیزی خلق کند، ویلیامز می تواند با موسیقی خود دنیای تخیل را به تصویر بکشد. هر زمان که موسیقی ویلیامز را بدون تماشای فیلم اسپیلبرگ می شنوید، بلافاصله شما را به دنیایی می برد که توسط اسپیلبرگ ساخته شده است. ویلیامز همچنین قادر به بیان احساسات مختلف از جمله تراژدی، غرور، غم و تجربه است. اسپیلبرگ و ویلیامز بارها با هم کار کرده اند و هر بار هم موفق بوده اند. در اینجا 7 همکاری برتر جان ویلیامز و استیون اسپیلبرگ از بدترین تا بهترین وجود دارد.

7. لینکلن

در لینکلن، اسپیلبرگ لحظه بسیار مهمی را در دوران سلطنت آبراهام لینکلن نشان می دهد، جایی که او سیزدهمین متمم برای لغو قانون برده داری را تصویب کرد. اسپیلبرگ در مستندسازی مبارزات لینکلن در آن دوران و نبردهایی که با کنگره و کنفدراسیون با آن روبرو شد بسیار خوب است. البته بازی معروف و برنده اسکار دنیل دی لوئیس در بازی خوب بازیگران و فیلم نقش بسزایی دارد.

وقتی به موسیقی گوش می دهیم، فضایی که اسپیلبرگ سعی در انتقال آن دارد بیشتر جلوه می کند. بله، ویلیامز در یک لحظه احساسی شرکت می‌کند، اما این حس را به لینکلن می‌دهد که در یک دوره تاریخی بسیار مشابه اتفاق افتاده است.

او از سازهای برنجی و طبل های مختلفی استفاده می کند که در زمان لینکلن شنیده می شد. ویلیامز نه تنها حس پیروزی و موفقیت را به آن اضافه می کند، بلکه حس درام و غم و اندوهی را نیز به وجود می آورد که منعکس کننده نقص های لینکلن است. لینکلن داستان دوران پیروزی خود در تاریخ آمریکا را روایت می کند و اسپیلبرگ و ویلیامز با موفقیت وزن و اهمیت او را به نمایش گذاشته اند.

6. برخورد نزدیک با نوع سوم

دیدن یوفوها در زندگی واقعی یک تجربه باورنکردنی بود و توسط اسپیلبرگ و ویلیامز دستگیر شد. تصویر اسپیلبرگ نمادی از رمز و راز ایجاد می کند و در یک رویداد بزرگ به اوج خود می رسد. شروع موسیقی متن ویلیامز با ترس آمیخته شده است زیرا مشخص نیست چه اتفاقی می افتد.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های موسیقی در «برخورد نزدیک از نوع سوم» زمانی است که مهمانان با هم تعامل دارند. ویلیامز در اینجا از موسیقی به عنوان زبان استفاده می کند. ریتم دارد و دوستانه به نظر می رسد، با این حال، مانند همه زبان های ناآشنا، آشفته و نامنظم است.

روشی که اسپیلبرگ در اینجا از موسیقی ویلیامز به عنوان شکلی از ارتباط مستقیم استفاده می‌کند، یک تصمیم منحصربه‌فرد است و باعث می‌شود مهمان احساس وقار بیشتری کند. علاوه بر این، وقتی بیگانگان را می بینیم، هنوز موجی از موسیقی در حال حرکت است که به دید اسپیلبرگ می افزاید. این پیش نمایشی از رویارویی دیگری با مهمانانی است که اسپیلبرگ در آینده ایجاد خواهد کرد.

5. فهرست شیندلر

فهرست شیندلر یکی از غم انگیزترین آثار ویلیامز است و تماشای حرکت فهرست شیندلر دلخراش تر است. موسیقی پایه فیلم دارای ویولن و ارکستر غمگین با پشتیبانی ارکستر است و فضایی را ایجاد می کند که گویی همه امیدها از بین رفته است.

با این حال، هنوز لحظات امیدوارکننده ای وجود دارد، به خصوص در پایان فصل که اسکار شیندلر (با بازی لیام نیسون) توانست مردم را از مرگ در هولوکاست نجات دهد. همچنین مهم ترین مسئله جایی است که از موسیقی در فیلم استفاده نمی شود، زیرا سکوت راه فراری را به سوی آنچه در صفحه دیده می شود باز نمی کند.

نه اسپیلبرگ و نه ویلیامز خشونت را به تصویر نمی کشند، اما به شکلی واقعی و خشن تر به تصویر کشیده شده است. با این حال، فهرست شیندلر یکی از سخت‌ترین فهرست‌ها برای تماشا است و کارگردانی اسپیلبرگ، موسیقی متن فیلم ویلیامز و جلوه‌های بصری سیاه و سفید به این حس مخرب اضافه می‌کنند. این فیلم مهمی است، حتی اگر سخت باشد.

4. فک

“آرواره ها” هنوز یک ترسناک نسبتاً رایج است و تصمیم اسپیلبرگ برای پنهان کردن کوسه ها در بیشتر قسمت های فیلم مورد تحسین قرار گرفت. به طور تصادفی یا نه، به دلیل شکست کوسه ها، این تصمیم ترسناک تر شد زیرا ما تا آخر کوسه ها را به طور کامل نمی بینیم. چیزی که واقعا این کوسه را می ترساند موسیقی ویلیامز است.

از موسیقی ویلیامز به عنوان موتیف صوتی استفاده می شود. هر بار که موسیقی شروع می شود، می توانید بگویید که کوسه کجاست. همانطور که صدای چنگ بلندتر می شود، می دانید که کوسه به هدف بعدی خود نزدیک می شود.

این استفاده از صداهای هوشمند است که باعث مکث قابل لمس می شود و در هنگام مشاهده کوسه باعث ترس بیشتر می شود. “آرواره ها” هنوز هم امروز مد است و بازی اسپیلبرگ از کوسه ها و موسیقی ویلیامز نقش مهمی در موفقیت آن دارد.

3. پارک ژوراسیک

«پارک ژوراسیک» پر از محبوب‌ترین موسیقی ویلیامز و دیگر فیلم‌های اسپیلبرگ است که صنعت فیلم را تغییر داده‌اند. تصویر در پارک ژوراسیک در سال 1993 انقلابی بود. دیدن دایناسورها روی صفحه نقره ای بسیار هیجان انگیز بود و ویلیامز و اسپیلبرگ از آن لحظات به خوبی استفاده کردند.

وقتی جان هاموند (با بازی ریچارد آتنبرو) کلمات «به پارک ژوراسیک خوش آمدید» را به زبان می‌آورد و دایناسورهایی را می‌بینیم که در زمین پرسه می‌زنند، موسیقی ویلیامز لحظه‌ها را به خوبی ثبت می‌کند و تماشاگران را غرق دایناسورها می‌کند.

اما این تنها نمایش نیست. در “سفر به جزیره”، ترومپت و سازهای کوبه ای سفر شگفت انگیزی به آینده و عظمت این جزیره اسرارآمیز را پیش بینی می کنند. مسیر اسپیلبرگ در هنگام ورود هلیکوپتر به جزیره، زیبایی و طبیعت موجود در اینجا را منعکس می کند.

اسپیلبرگ واقعاً دایناسورها را در پارک ژوراسیک زنده کرد و موسیقی ویلیامز هر بار که موسیقی او را می شنوید فوراً شما را به جزیره می برد.

. de

«ای‌تی» فیلمی است که کاملاً بر ارتباط عاطفی بین «ای‌تی» و الیوت (بازینامه توماس) تکیه دارد. بدون این ارتباط، فیلم از بین می رفت. با این حال، به لطف اسپیلبرگ و ویلیامز، رابطه آنها به قدری احساسی و سرگرم کننده است که در پایان فیلم، اشک همه بینندگان را در می آورد.

تصمیم اسپیلبرگ برای صرف زمان بیشتر برای خداحافظی با دو نفر، و به دنبال آن ای تی با اشاره به الیوت با انگشتش “من اینجا خواهم بود” همیشه می تواند تأثیر بگذارد. با این حال، موسیقی درخشان ویلیامز بیشتر این صحنه را به ذهن متبادر می کند. در نهایت، وقتی احساس می کنیم که ای تی آرام و امن است، احساس شادی و راحتی می کنیم، حتی اگر می دانیم این آخرین باری است که الیوت و ای تی ملاقات می کنند.

جادوی مطلق فیلم را فراموش نکنید زیرا ما شاهد پرواز “ET” و الیوت بر فراز ماه هستیم. سایه‌های این دو در مقابل ماه دیدنی است و موسیقی ویلیامز به شگفتی کودکان امروزی می‌افزاید. با این حال، ویلیامز و اسپیلبرگ هنوز هم توانستند لحظات غم انگیز و ترسناک تری را خلق کنند، مانند زمانی که ای تی در خطر بود. هر دوی اینها می توانند هر احساسی را که فیلم می خواهد به بیننده منتقل کند، چه شاد، چه غمگین و چه ترسناک.

1. مهاجم یک کشتی گم شده

مطمئناً، هر فیلم ایندیانا جونز می تواند در این لیست باشد، اما اجازه دهید به سراغ فیلم اول برویم. «مهاجمان جعبه گمشده» یکی از بامزه‌ترین فیلم‌هایی است که تا کنون ساخته شده است، تا حد زیادی به لطف کارگردان و آهنگساز.

انتخاب اسپیلبرگ برای استفاده از چندین محصول فیزیکی و عملی هر پلتفرم را ارزشمند می کند. اسپیلبرگ همراه با هریسون فورد، جونز را به عنوان یک قهرمان قابل مقایسه، مردی با استعداد، اما به ظاهر معمولی، به تصویر می کشد.

موسیقی متن ایندیانا جونز از ویلیامز به خوبی حس سفر را به تصویر می کشد و هر بار که آن را می شنوید به شما قدرت می بخشد. دلیلی وجود دارد که رایان رینولدز این موسیقی را در «اعلان قرمز» توییت کرده است. نه تنها فیلم نمادین است، بلکه به این دلیل است که موسیقی را می توان در هر زمانی که به نظر یک سفر سرگرم کننده به نظر می رسد استفاده کرد.

بسیاری از فیلم‌ها در حال حاضر در تلاش هستند تا نسخه جدیدی از “مهاجمان جعبه گمشده” را دریافت کنند، اما هیچ کدام از آنها مطابق با زمانه نیستند. همچنین تایید شده است که ویلیامز موسیقی متن فیلم پنجم ایندیانا جونز را که به زودی اکران خواهد شد، انجام خواهد داد.

منبع: collider

.

اولین نفری باشید که به این محتوا امتیاز میده! post

مجله خبری ای بی سی مگ

ای بی سی مگ یک وب سایت خبری و علمی در حوزه فیلم و سینما، تکنولوژی و لوازم خانگی با جدیدترین اخبارهای این حوزه می باشد. خوشحالیم بتوانیم مطالب مفیدی را برای شما ارائه دهیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا