هنر و سینما

فیلم «ریکاردو بودن» یک داستان واقعی با مقداری دستکاری است

فیلم زندگی نامه ای که مدت ها مورد انتظار بود با عنوان “ریکاردو بودن” با بازی نیکول کیدمن در نقش لوسیل بال در مقابل خاویر باردم در نقش دسی آرناز سرانجام علیه قدرت این زوج قدرتمند هالیوودی منتشر شد.

«ریکاردو کبیر» توسط آرون سارکین نوشته شده و به کارگردانی آرون سارکین، معروف‌ترین زندگی‌نامه‌نویس او برای نوشتن فیلم‌های جذاب زندگی‌نامه‌ای مانند «شبکه‌های اجتماعی»، «استیو جابز» و «بازی مالی» ساخته شده است. سارکین داستان یک ازدواج شکسته، یک برنامه تلویزیونی موفق و واکنش های منفی دهه 1950 به پرچم سرخ کمونیست ها را روایت می کند. اما اکنون سوال این است که فیلم چقدر دقیق است و کارگردان چقدر برای سرگرمی مخاطب تولید می کند؟

«ریکاردو» که تنها یک هفته پس از فیلمبرداری «من لوسی را دوست دارم» روی آنتن می‌رود، از دوشنبه با خواندن فیلمنامه شروع می‌شود و عصر جمعه با پخش زنده یک قسمت در مقابل تماشاگران پایان می‌یابد. اما در این بین اتفاقات زیادی در حال رخ دادن است! لوسیل بال متوجه شد که باردار است، او را به کمونیست بودن متهم کرد و دسی با زن دیگری روی جلد یک مجله زرد ظاهر شد. اما آیا واقعا همه این اتفاقات هیجان انگیز تنها در یک هفته رخ داده است؟

اگرچه هر سه رویداد در زندگی واقعی اتفاق افتاد، اما مطمئناً در عرض یک هفته رخ ندادند. سارکین به وضوح اعتراف کرد که از زمان استفاده کرده تا داستان را به یک فیلم دو ساعته تبدیل کند. اما به نظر می رسد که او خیلی فراتر رفته و بازیگران را کمی پیچانده تا داستانش هیجان انگیزتر شود.

ریکاردو

در واقع، سه رویداد نمایش داده شده در این فیلم در یک دوره سه ساله، از سال 1952 تا 1955 اتفاق افتاد. دسی جونیور، دومین فرزند بال، در ژانویه 1953 به دنیا آمد. و آرناز، بنابراین بال متوجه شد که او باردار است. تابستان 52 در طول این مدت، بال دو بار در مقابل الدر جوزف مک کارتی، کمیته امور غیر آمریکایی مجلس نمایندگان ظاهر شد، اول در آوریل 1952 و دوم در سپتامبر 1953. بعدها، در ژانویه 1955، مجله زرد، محرمانه، مقاله ای در مورد خیانت آرناز منتشر کرد. عکسی از او با یک زن منتشر کرد، اما آن عکس سال‌ها پیش گرفته شده است.

کمونیست و لوسیل بال؟

در سال 1936، بال تحت فرمان پدربزرگ سوسیالیست خود، در انتخابات به کمونیست رأی داد. با این حال، او هرگز به یک نامزد کمونیست رای نداده است. او در مقابل کمیته شهادت داد که هیچ گرایش کمونیستی برای متقاعد کردن کمیته نداشت، اما رئیس AFBI، جی. ادگار هوور، از نزدیک بر کار و فعالیت های همسرش نظارت داشت و علیه آنها شکایت کرد.

Desi از مخاطبان استودیو

آرناز به خوبی می‌داند که اگر مردم به این نتیجه برسند که بال یک کمونیست است، حامیان “من لوسی را دوست دارم” از دست می‌دهند و در نهایت رابطه خود را با همسرش قطع می‌کنند. بنابراین قبل از ضبط برنامه با تماشاگران صحبت کرد، کاری که همیشه در زندگی واقعی انجام داده است. او علناً به حاضران گفت که هر دو از کمونیسم متنفرند و بال‌ها را موهای قرمز مورد علاقه‌اش خواند و گفت: «در واقع، تنها رنگ قرمزی که او به آن علاقه دارد موهای همسرش است و او و همسرش هیچ تمایلی به پرچم قرمز ندارند. کمونیسم.» در آن لحظه حضار فریاد زدند و زوج را تشویق کردند.

اکنون واقعاً باورش سخت است که نشان دادن یک زن باردار در تلویزیون چیز شرم آور است، در واقع نشان دادن یک زن باردار به این معنی است که زوج های فیلم واقعاً به هم مرتبط هستند، اما در دهه 1950 در ایالات متحده چنین بود. یک سنت هنوز هم سلطنت می کند بنابراین هنگامی که بال روی تور ظاهر شد، خدمه با قرار دادن مبلمان در جلوی شکم بال، سبدهای بزرگ گل و غیره، هر کاری که می توانستند انجام دادند تا حاملگی بال را پنهان کنند. اما آرناز و بال به خوبی می دانند که این امکان پذیر نیست زیرا شکم بال در دوران بارداری دخترش لوسی بسیار بزرگ بود. کارکنان شبکه در نهایت اعتراف کردند که به گفته ریکی، لوسی از زبان کودک برای گفتن اینکه بال حامله است استفاده می‌کند، زیرا آنها مجاز به استفاده از کلمه “باردار” نیستند. در عنوان اپیزود از یک کلمه فرانسوی برای توصیف بارداری وینگ استفاده شد و در نهایت عنوان اپیزود “لوسی یک باردار است” بود.

برای جلب توجه کارآفرینان و سرمایه گذاران، آرناز یک روحانی، یک کشیش و یک خاخام را استخدام کرد تا فصولی که به نظر می رسد باردار است را بررسی کند و مطمئن شود که همه چیز به طور کامل و به طور معمول بررسی شده است.

یک ازدواج پر دردسر

ریکاردو

ویلیام اشر، کارگردان فیلم “I Love You Lucy” از همان ابتدا این ازدواج را محکوم کرد. آشر به مجله پیپل گفت: خیلی قبل از شروع سریال، بال و آرناز از هم جدا شدند که یکی از آنها بازیگر و دیگری رهبر گروه بود. «البته این دو هنرمند موفق با هم کنار نمی آیند و این ازدواج به عنوان یک شکست محکوم شده است.

وقتی بال می دانست که آرناز عاشق زنان است، امیدوار بود این ازدواج دوام بیاورد. آرناز همچنین فکر می کرد که نوشیدن زیاد مشروبات الکلی و قرار ملاقات با زنان مختلف مشکلی در ازدواج او ایجاد نمی کند. باب ویسکوف نویسنده به مجله People گفت: “من عاشق لوسی هستم.” “چه اتفاقی ممکن است برای دسی بیفتد؟” بله، من او را دوست دارم. درست است که من با زنان دیگر هستم، اما به آنها علاقه ای ندارم و زنا محسوب نمی شود.» پس جای تعجب نیست که ازدواج آنها در سال 1960 به طلاق منجر شد و همکاری خلاقانه پایان یافت.

قفل اوراق قرضه در بهشت

ریکاردو بودن داستان ویویان ونس (نینا آریانا) و ویلیام فروولی (جی کی سیمونز) را روایت می کند که مدام در حال دعوا هستند. در واقع آنها همیشه با یکدیگر ازدواج می کردند، اما نفرت شخصی خود را علنا ​​پنهان می کردند. هر دو بازیگر زن وودویل بودند، اما ونس در آن زمان یکی از زیباترین زنان تئاتر بود و از ازدواج با یک مرد 22 ساله پشیمان بود. همچنین، او دوست نداشت نقش دوست بزرگتر و پرخاشگر لوسی را بازی کند، زیرا دو سال از بال ها بزرگتر بود.

انقلابی با سه دوربین

ریکاردو

دسی آرناز تحلیلگر مسائل فنی است. در آن زمان، فیلیپ موریس، مروج اصلی “من لوسی را دوست دارم” اصرار داشت که این سریال به نیویورک ارسال شود تا فیلم بتواند به بازار سیگار ساحل شرقی برسد. اندکی بعد، آرناز فیلمساز کارل فروند را استخدام کرد تا روی جزئیات سیستم سه دوربین کار کند. علاوه بر این، او با مارک دنیلز، کارگردان و نویسنده سابق جس اوپنهایمر برای تولید سریالی کار کرد که در آن تماشاگران روی صندلی که بالاتر از سه دوربین قرار داشت می‌نشستند. این سیستم هنوز هم در سریال های کمدی استفاده می شود.

منبع: collider

.

اولین نفری باشید که به این محتوا امتیاز میده! post

مجله خبری ای بی سی مگ

ای بی سی مگ یک وب سایت خبری و علمی در حوزه فیلم و سینما، تکنولوژی و لوازم خانگی با جدیدترین اخبارهای این حوزه می باشد. خوشحالیم بتوانیم مطالب مفیدی را برای شما ارائه دهیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا