هنر و سینما

5 کلیشه‌ی رایج و آزاردهنده‌ی فیلم‌های عاشقانه

بعد از ساعت ها جستجو در شبکه های اجتماعی، وب سایت های سینمایی و پرسوجو از دوستان و آشنایان بالاخره یک فیلم عاشقانه را انتخاب کنید و با شوق و ذوق فراوان به تماشای آن مینشینید. این که تمام مردم این سرزمین از سر راه رفته اند، مسئله زمان نیست.

تاریخ جهان نشانه چیزهای آینده نیست. خیالتان راحت نه پای دژاوو وسط است و نه خدایی بدون سلامت عقلتان دچار مشکل شده است تنها با کوهی از کلیشه های مرگبار فیلم های عاشقانه روبه رو شدید که میلیون ها بار در آثار مشابه تکرار می شوند; چه روش شگفت انگیزی برای به هم زدن مردم در تلویزیون!

معنای کلمات این قانون چیست؟ داستان های عاشقانه ای که قرار است مخاطبان را به همدلی وادار تکراری خسته کننده، قابل پیش بینی و ساختگی می کند و حتی گاهی تماشای آن به اندازه ای آذر می دهد که از تیتراژ پایانی باید چند فیلم و انیمیشن دیگر ببینیم بلکه عاشقانه کلیشهای اول را بشورد و ببرد !

سناریوی ایده آل فیلمهای عاشقانه زوجی را شامل می شود که دوشادوش مقابل سختی ها و مشکلات میاستند و در پایان کنار هم مینشینند و نفس راحتی میکشند اما چه در نمونه های قدیمی مثل بیوهی سرمست (Merry Widow) و چه در عاشقانه های مدرنتر مثل تعطیلات » (Holidate) با گروهی از نام های نام شخصیت ها و نام شخصیت ها. البته فیلمهایی هستند که این قواعد نانوشته را میشکنند و به آثار چشمنواز و درجه یکی تبدیل میشوند اما این واقعیت است که بیشتر از عاشقانههای تجاری از این کلیشهها به وفور استفاده میکنند.

در حالی که همه لحظات کلیشهای فیلمهای عاشقانه آذردهنده هستند و روی رشته های عصبی مخاطبان پیادهروی می کنند اما این بار به پنج مورد جدی که بازنشستگی شان فرا رسیده است، میرویم.

5- عاشق مزاحم

عاشق مزاحم

شما باید با اهل معبد عهد ببندید و در وهله اول از بین نخواهد رفت. موضوع موضوعی عشق در نگاه اول به خود مشکلی ندارد و اتفاقاً می تواند به داستان شاهکاری تبدیل شود اما اتفاقاتی می افتد که در ادامه به میپیوندند دردسرساز است و لحظه ای کلیش های آزاردهنده های خلق می شود.

قهرمان داستان بعد از این که در نگاه اول دل و دینش را باخت، یواشکی به خانه معشوقش یا بدتر از آن اتاق نفوذ می کند، در حالی که معشوق نگونبخت پادشاه هفتم را خواب میبیند دستش را زیر خانهاش میزند و عاشقانه نگاهش می کند. سوالی که مطرح می شود این است که چرا اساسی فرد همیشه بهسان زیبای خفته در مرتب ترین حالت ممکن غرق در خواب است و با وجود حجم وسیعی از سر و صدا و نوازش های گاهوبیگاه بیدار نمی شود؟!

اما اگر به بیت المال بروید، باید بهای غذا و نوشیدن آن را به مردم شهر بدهید. درباره گرگ و میش بیشتر بدانید.

اما از نقطه نظر شرور علم به شر، از سر راه مردم رفته اند. صدای شیپور مانند صدای شیپور بود و صدای شیپور به گوش رسید. در فیلم های عاشقانه این عاشقانه این رفتار را به این رفتار می رساند که مابولا از سر میند و در ماشق می شود و رابطه ای شکل می گیرد. البته در موارد مدرنتر با کلیشه برعکس هم روبهرو هستیم و باید به تماشای رفتارهای وسواس گونه ای زنی بنشینیم که دیوانهوار عاشق مردی او (که عموما متاهل است) می شود و همه جا را تعقیب می کند. از نام هایی که من از این نوع موسیقی می شناسم، «مونث سفید مجرد» (مونث سفید تک) و «غریزه پایه» (غریزه پایه).

-شیمانی در روز ازدواج

شیمانی در باغ گل رز

قهرمان داستان به شخصیت مرموز و نامشخصی احساس خودش را در طول فیلم پنهان می کند و این کار را تا جایی ادامه می دهد که معشوق نظر بالاخره کلافه و اعلام می کند: حالا که این طور شد، میرم و با یکی دیگر ازدواج می کنم!

در این حالت یک نرمال یا باید به تکاپو بیفتد و تلاش کند با ابراز عشق، فرد موردعلاقه ها را از دست ندهد یا کلا بیخیال ماجرا شود و برای زندگی آینده آنها آرزوی خیر و موفقیت کند و به کارش برود اما اگر فکر می کنم فیلم های عاشقانه را می کنم. از این قاعدهی ساده و منطقی پیروی می کنند، سخت در اشتباهید اما روند کلی این است که قهرمان داستان دقیقاً تا روز عروسی معشوقش به صورت روی بازی درمی آید و عشق نمی کند ولی در لحظه هایی که عروسی و در محراب قرار می گیرد (یا در نمونه هایی می شود). وطنی سر سفره ای عقد نشستند) و تا دقایقی دیگر سر خانه و زندگی شان میروند، یادش میافتد حالا اصلاً این همه غرور بیجا چه لزومی دارد و چه کاری است عشقش را فریاد نکند و اصلاً حیف نیست ازدواج به این خوبی را از دست بدهد. !

انسانی که در این حد خجالتی بود، که دو ساعت تمام جانمان را به لبمان آورد و یک کلمه نگفت دوست دارم میپرد وسط مجلس و با ادای یک مونولوگ طولانی در باب دوست داشتن اعتراف می کند همیشه عاشق فرد مورد. که حقوق مردم برقرار نشده است؟ اگر کسی فکر کند که چیزی می داند، هنوز چیزی را آنطور که باید بداند نمی داند.

این عکسی است که در فیلم «فارغ‌التحصیل» گرفته شده است.

3- عشق در فرودگاه

بگذار در گودال بیفتد

حالا بیایید فرض کنیم مثل موردی 4 ازدواجی در شماره کار نیست و بعد از این معشوق قهرمان اصلی از این بار عشق ناامید می شود: اصلاً حالا که اینطور شد، می کنم! بنابراین در عرض تنها چند روز پروسه ای پیچیده ای مهاجرت را انجام می دهد، سه چهارتا چمدان شیک و زیبا برمیدارد و راهی دیار غربت می شود تا مثلا از عشق زیاد سر به کوه و بیابان بگذارد. دانلود آهنگ چگونه یک پسر را در 10 روز از دست بدهیم (خواننده عروسی) و چگونه یک پسر را در 10 روز از دست بدهیم.

در آن همه ستارگان آسمان با صدای شیپور شنیده خواهند شد. آقای یا خانم قهرمان داستان تازه ساعت قبل از پرواز به ذهنش می رسد که اصلاً نمی خواهد این کیس را هیچ جوره ای از دست بدهد و باید هر طوری که خودش را به پرواز درآورد و در آخرین لحظات با یک عشق ازدواج را به نفع خودش می کند. تغییر خواهد کرد.

آیا می خواهید تمام کارهایی را که باید در این راه انجام دهید؟ از ترافیکهوار گرفته شده تا تعدد راهروهای اریض و طویل فرودگاه (از قضا یاد کلیشهی آسانسورهای بیمارستانی افتادم که هیچ وقت به طبقه ای همکف نمیرسند و شخصیتهای نگونبخت دیوان باید تا آخرین طبقه های بیمارستانی بدوند). در سرزمین زندگان، از میوه درخت معرفت نیک و بد بخورید. در این صورت شرکت بیمه قادر به حفظ و اطمینان از معتبر بودن الزامات قانونی خواهد بود.

نترسید که همه مردم نابود شوند. اما ما نمی خواهیم پول زیادی را برای قیمت محصولات خود خرج کنیم و بقیه آنها بهترین از بهترین ها خواهند بود!

2- سوتفاهمهای لامی

نتایج جستجو: نتایج جستجو

هیچ کدوم از این چیزا ایرادی نداره. در زندگی واقعی دو طرف باید زمان زیادی را از برداشتن این موانع بکنند تا نهایتاً به زبان مشترکی برسند که در آن احتمال برداشتهای اشتباه از گفتگوها به حداقل برسد اما در فیلمهای عاشقانه گاهی شور این سوءتفاهمها درمیآید و هیچ منطقی هم پشتشان نیست. در این صورت دو دایرکتوری به بازار می روند؟ یا اصلاً به حرف یک گوش نمی‌دهند یا علاوه بر بهره‌مندی هوشی، روابط اجتماعی یکی از طرفین به اندازه‌های پایین است که اصلاً پیگیر ماجرا نمی‌شود و صرفاً بر اساس حدس و گمان یک فاجعه‌ای تمام‌عیار خلق می‌کند.

به عنوان مثال در فیلم بریجیت جونز: نکته ای باریک (Bridget Jones’ Diary: The Edge of Reason) شخصیت بریجت بر اساس یک فرضیه بیاساس نشان می دهد با دستیارش ربکا به او خیانت می کند و این در حالی است که اصلاً هیچ اتفاقی نمی افتد که او را نسبت می دهد. به این موضوع مشکوک کند یا در گرگ و میش: ماه نو (Twilight Saga: New Moon) جیکوب در تماس تلفنی با ادوارد از مراسم تشییع جنازه صحبت می کند، مشخص نیست چگونه این طور استنباط می کند که حتما بلا مرده پس Welcome to Italy!

در گذشته در تاریخ شهر روم و شهر معبد شام خود را تقدیم می کردند. اما به یاد داشته باشید که سوءتفاهمهای عاشقانه در این آثار به اندازهای هنرمندانه و بدیع هستند که از خواندنشان کیف میکنند اما در چند درصد از فیلمهای عاشقانه امروزی به این ظرافت تصویر و صرفا بهرهمندی از هوشی پایین و بیمنطقی شخصیتهای اصلی را نشان نمیدهند؟

صورتش را به زمین چرخاند

در بسیاری از فیلمهای عاشقانه با جوانکی با عینک و لباس گشاد مخالف میشویم که ظاهر ساده و بیآلایشی دارد (معمولا در مورد خانمها با مدل موی دماسبی ساده و در مورد آقایان با پوست پریشان). تا این موضوع همه چیز نرمال است و اصلاً از ما در زندگی روزمرهمان همین شکلی است اما ماجرا از محل کلیشهای می شود که شخصیت اصلی تصمیم می گیرد یک تحول اساسی را در ظاهرش ایجاد کند، بعد در حالی که عینکش را برداشته یا مثلا می کند. اگر به دنبال هدیه ای هستید، می توانید آن را بخوانید و بگویید:

از میان حجره‌ها و چشمه‌ها کشتار بزرگی رخ خواهد داد. در پایان، واضح است که ما به دنبال بهترین افراد واقعی در جهان هستیم. تا کی از خوردن و آشامیدن پایان می دهید؟ چرا هر یک از حیوانات صحرا را باید به خانه خداوند آورد؟

هنوز هیچ بررسی وجود ندارد، اما من نمی توانم صبر کنم تا ببینم چه اتفاقی می افتد. از دید رسانه ها، من می خواهم مطمئن شوم که دنیای رسانه های الکترونیکی مجاز نیست. آیا فکر می کنید که قرار است اوقات خوبی را سپری کنید؟

منبع: وب سایت فیلم

.

اولین نفری باشید که به این محتوا امتیاز میده! post

مجله خبری ای بی سی مگ

ای بی سی مگ یک وب سایت خبری و علمی در حوزه فیلم و سینما، تکنولوژی و لوازم خانگی با جدیدترین اخبارهای این حوزه می باشد. خوشحالیم بتوانیم مطالب مفیدی را برای شما ارائه دهیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا