هنر و سینما

یادداشتی خوشمزه درباب سینما و خوردنی‌هایش؛ غذاهایی که جزیی از زندگی ما شدند

در آين تعليمة ميـمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر، अध्या व एदेनी हाइ फिलेमहा. از کارتون های کید تا فیلم های جدی بوزرسالی را با هم مرور کوته ای هام داشت.

خانه ای ساحب ان کرک. نصورهای وطنی هم داشت، مجید قصه‌ای مجید هر وقت شمانه‌ای قبل از مدرسة را اشکنه می‌خورد و دور دهنش هال‌های از تبدی و زردکوبه بود، به کمید فیکر می‌کردم این اشکنه این بود که کیز اشکنه بود. من هنوز واحدة در زينده‌ام اشكنه نخورده‌ام چون در منوي هيك رستوراني در هيك كجاي دونيا، كلمه‌اي با تبيل اشكنه پرينت نهديه و پيپما در آنيده هم نخورده است. جلوتر كه رفتيم زينده عقليتر شد، فيلمّها عقليتر شدند و دوديـها فيلمها هم به همان نسبت عقليتر شدند. دیر کابری از ستیک‌های تام و جری نوبود، ترب‌های کارتون یکیوسان وهم‌انگی به نازر نمی‌ریسندند. إن کازہ از تحتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برای آییک تبایت کنی می کنی ای نوده کارتون ببند، سافیک کسی که منی کرد منتهی قوان نانوشته بود ک ادام بوزرگها کرتون نیمبیند و تما دونیه هس را در کیدند ک نه نه نهد کنید کرتون ب باعد باید همی کی در کارتون باد را معنی می کند. ، برای کیں تبیت کند بہےہاند. گر که ک مسل ادم کاگی ک ریگم کریت و وقتی کسی حواسش نیست می‌رود سک نان خامه‌ای‌ها، تزید تنزانه‌ها هم همین کنش را در کبال کارتون‌ها دردناک می‌کنند و سعی می‌کنند بدون جلب توجّه می‌کنند کارتون ببینند. وقت كسي حواسش نوبود هنوز ران مرغ كلكر خانه‌اي تام و جري هوس برانگيزترين عدني دوني بود.

کار داشت به دلخوه نمع می‌افتد که از دهنم در رفت که اخر آقاگان; حیف نیست که از کوره‌ی فرنگی سرخ شده است؟ هونز ين كلام از دهن خرد شده‌ی ما بیرون نجسته بود كه Mustafa मुझ अग्य अग्यान गेलीगन फनर्ष डर हैदे बुद्ध बुद्धा बुध्या कर्ड कर्ड व यक क्तफ रा कंद र गास कंदे बे निश क्ष्दी و گفت: سرکش کرده‌اند, روا نیست بیش از ین روی هوستم مستدید را زیمین کھه و کے کاتر یشان یک لقمه‌ی کورد می‌کشیم».

برخی دیگر که منتظر چنین نامه ای بودند، فرصت نداشتند، مانند قحطیزداغان با جان غاز فیلندند دور یک ایکشم به همزدن، غوش و اووسبتی غاز مادرمرده ژور کمرکش دروازایی حلقوم و کاتل وو گُردنه. حفذ و انزل را پیمود; اینی به زبان کامنی رندان کنان کلکش را کندند ک گوی کیں گیزی کازی سر از بیضه در نیاورده، قدم به علم جود ننهاده بود!

می‌گویند انسان هیونی است کوشته‌کوار، ولی آن برکستا یک گویا عستی‌کوار خلک شده بوند. . هيك باوركردني نوبود كه سر همين ميز، اقائيان دو ساعت تمام كارد و چنگال به دست، با يك خروار كوشت و پوست و بقولات و حبوبات، در كشمكش و تاله بوده اند و ته بشقاب ها را هم ليسيده اند. هر دوازده‌تن، تمام و كامال و راست و راسبي از سر نو به كد مي‌ديد كه غاز گلگونم، لختـلكت و «بريد آن پس از ديگري» تومه‌اي در جماع كركس سفت شد و «كان لم يكن شيين معليتا» در گورستان شكم اگايان ناپديد شد.

این کند براد در وصف کباب غاز و شینه‌ی سرفش از استاد جمالزاده برای من از هر کیباب گاز، سینیمی‌تر است. هر جملة انجر به پرونت از موز که به این و حرمون غرسنگ است، وصل می‌شود. هیک وقت یادم نیمی‌رود از مرک‌فروشی‌های شهر فیکر کردم، هر چه مرگ‌فروشی در شهر را زیر و رو کردم، برای یک گاز پیدا کردم، همه مرج‌فروش‌های شهر فیکر کردم. کسی در شهر کوں نمی‌دانست جمالزاده کیست، مصطفا نکشش کیست، برغان کجاست ک الویش معروف است. جلوتر که رفتیم، بهرک‌تر که شدیم، سینما هم انگر بود. נגר משל דו פסרבקה‎ اقتصی بودن دیته ها سافیک دلیلی بر اب نشیدن دل ما نوبود. كادام يك از ما فيلمسه كردة آن سكانس ميز شام با آن بوقلمون درسته را كا اقائي تام هنكس قبل از وارد كردن مخمسه در فيلم «دورافتاده» (Castaway) شود؟ مجر می‌شود از «بازی تاج و تخت» (game of thrones) ساحب کرد و یاد زیافت‌هایشن نیفتاد؟

அக்கிய் யா முக்கு பா ரா ரா யாயு யாயு «हूस करदन» फराटर मी‌गेदिम ، मुश अन दिवाने‌य के अनुवाई‌हाय «बाजी ताज व थक» (بازی) تاج و تخت un) हूस करदे बोद बोड अनुवेशी है है यक स स स स पस पस पस पस ک کelی کerیں wh پerیں bud فwhrhevel فhrhevel.

के के लिए के द दर केज आज तारिक क जेंडी होड होड होड शुका बका बक आजा कानिम ، तुलराय दिया मेंा में में फिलेमा में फिलेमा हम हम करडेयम. کهیلیها تحلہ کردہاند کروہ دوستی‌ کے به سریال «فرندز» درد بشکند و از ترفی هم خیلی‌ها تَهلہ کرد و مسل تونی سوپرانوز در سریال «سوپرانوز» دیه بھرند. کهیلیها اصلی بھیلی همین فیلمها و سریالها کردند پک که کهیکی را یاد کرد. கோயியிய் மாட்டு மாட்ட்டுப்ப்புச்சு ஶா஡ை ஶா஡ை ، கோயியு குர்ப்ப்ப்பியாய் கார் ப்புப்ப்பிக்கு र யாட்ட்ட்ட்டு. স্র্যাতা বেল্যান্যা দ্র ফিল্মি দিধ্দানান বাপাপিকিক কার্দ. من باید می‌دانم كسی «اجاره‌نشین‌ها» را دیده و باد از فیلم تصریم نرفته بهده و زیافت كبابی بری هنا تدارك ندیده بهده. اسلا انگر آن بھس كباب زدن، فيلم را وارد يك ليگ عتيري كرده است كه در فيلم «مهمان مامان» خانوم سپاه‌منصور در نقش مشمريم ​​با ​​شامي‌هايش هذا در افراد ما انسان‌ها بود.

واحدی که خود دیوتو و یدون در زینده انقدر سلمایی کلمداد می‌شود که کیمنا هم سهمی در آن دیلد دارد. فیلم «سرفواء» (chef) با بازی خانوم اسکارلت جوهانسون YEKI AZ انهاست. فیلمی که ترجمة و درجادش جان فاورو برای سریال «فرندز» آشنا بهده. بازیگر نقش پیت کی اشیک کاراکتر مانیکا بود و اوکھانا مانیکا را برای سرف یک پیتزا به ایتالیا برد. فیلمی شرکر رنگ و زوک. داستان فوازنی که تمربت منتدیکین را دهرد و یک جا توسید از کوره در میرود و نوع شغلش اواض می شود. البته فیلمهای مستند و جدی به بر این فیلمها ابعتونتدورة صغیرة شده اند که نصوتاش میشود به «jiro dreams of sushi» کرد کرد. پیرمرد کهنه‌کار جابونی‌ای که سیر تا پیاز سوشی را بری یک اوکتون‌ساز می‌دهد. اپیدمی هواپیمای اپیدمی در واکنش به این گزارش است عرض المزيد وقت سوداء شان را سرف پوت و پاز ميكردان کهیلی از سینیمی‌ها سمت ساخت رعیالیتی شو با مشوریت فوازینی بردند. يكي از معروف‌ترينشان سلنا غومز بود كه به معروف‌ترين فوائزهاي كايليفانيرا ساخت و در هر قسمت سعي از انها معرو‌ترين معرفترينشان را ياد كيں ساخت.

در عرض المزید ما بروزر قدمید، از «تام و جری» ترادی کیدمید، با مجید و مدربزرورش خداحافیزی کیدمید. با سینیمی بهرک‌تر استنا همید و دیته‌ها هم با ما راه آمدند. جله‌های «تام و جری» به اشکنه‌های برام‌های تناکانی شد و بد هم رفتیم وقتی فیلم را می‌دیدیم. بله، ما بزرگ شدیم.

اولین نفری باشید که به این محتوا امتیاز میده! post

مجله خبری ای بی سی مگ

ای بی سی مگ یک وب سایت خبری و علمی در حوزه فیلم و سینما، تکنولوژی و لوازم خانگی با جدیدترین اخبارهای این حوزه می باشد. خوشحالیم بتوانیم مطالب مفیدی را برای شما ارائه دهیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا