هنر و سینما

«تار» اولین فیلم پاییزی است که باید ببینید

امسال برای سینما سالی عجیب و پر از تردید بوده است، اما حالا که در فصل پاییز هستیم و دیگر زمان فیلم‌های هیجان‌انگیز صرفاً سرگرم‌کننده‌ی تابستانی به سر آمده، اوضاع تازه قرار است جالب شود. فهرست بلندبالایی از فیلم‌های جدی‌ در فصل جشنواره‌ها به‌زودی تنها در سینماها اکران خواهند شد (یا شاید اول در سینما و بعد نتفلیکس)، و بعضی از این فیلم‌ها قوی، محرک و به‌طرز شگفت‌انگیزی عجیب‌اند و در کل ارزش این را دارند که برای تماشایشان از خانه بیرون برویم. (البته بدیهی است برای کسانی که به سینماهایی که این فیلم‌ها را اکران می‌کنند دسترسی دارند.) تمام این تعاریف درباره‌ی فیلم «تار» (Tár) صدق می‌کنند، که سه روز پیش به‌طور محدود در سینماها اکران شد.

«تار»  یک فیلم هنری مهیج و انگیزشی است که حول محور ابرستاره‌ای مانند کیت بلانشت می‌چرخد. فیلمی مبهوت‌کننده که سومین ساخته‌ی نویسنده و کارگردانش، تاد فیلد است که در شانزده سال اخیر فعالیتی نکرده بود؛ قدرت فیلم، دقت زیبایی‌شناسانه و تسلطش بر داستان‌گویی، و البته مدت زمانش (158دقیقه) می‌تواند مخاطب را درهم بکوبد. «تار» از هر جهت نمایشی استادانه است، مخصوصاً بر پرده‌ی بزرگ سینما با صداهای نمایشی و دلیلی تحریک‌کننده برای اینکه مخاطبان دوباره خود را کاملاً وقف سینما کنند.

«تار» هیجان‌انگیز و گیرا و در عین حال به‌طرزی غرورآمیز، آموزنده است؛ از آن فیلم‌هایی که با یک سکانس طولانی در فستیوال نیویورک آغاز می‌شود. این صحنه گفت‌وگویی عمومی بین رهبر ارکستری به نام لیدیا تار (با بازی بلانشت) و نویسنده‌ای به نام آدام گوپنیک (با بازی خودش) است، و بلانشت جایگاه مجلل خودش را بنا می‌کند و گوپنیک فعالیت‌های خالصانه‌ی او را به‌طور خلاصه نام می‌برد؛ تمام موفقیت‌های بزرگ در دنیای موسیقی کلاسیک، جوایز بسیار، و یک اتوبیوگرافی مهم در دست چاپ، به نام «Tár on Tár». او شخصیتی مشهور و قدرتمند است که ارکستر برلین را رهبری می‌کند و دارد برای یک اجرای مهم و برجسته از سمفونی 5 مالر آماده می‌شود. بلانشت در برابر تشویق و تمجید، سرسخت است. او یک نابغه است، و این را با اطمینان وحشتناکی می‌داند.

و به این ترتیب، فیلمی درباره‌ی نبوغ خلاقانه و رفتارهای هیولاگونه در کنار هم آغاز می‌شود، داستانی که شما را به یاد جنبش #من‌هم‌ ر و فرهنگ کنسل می‌اندازد، اما به‌تان نمی‌گوید که باید درباره‌ی هر یک از این مسائل چه احساسی داشته باشید. تار با نوازنده‌ی اصلی ویولن در ارکستر خود، شارون (با بازی نینا هاس) در رابطه‌ای طولانی‌مدت است و آن‌ دو با دخترخوانده‌ی جوان خود، پترا (با بازی میلا بوگویویس) در آپارتمانی رؤیایی به سبک زبره‌کاری در برلین، زندگی می‌کنند. زندگی تار تجملی، زیبا و سرد است، اما به‌سرعت درحال فروپاشی‌ست؛ اغلب به دلیل وسواس‌های جنسی‌اش که در طول داستان‌گویی استادانه‌ی فیلم متوجه‌شان می‌شویم؛ او با دستیار خسته و محترم او، فرانچسکا (با بازی نوئمی مرلان) مثل یک معشوقه‌ی تحقیرشده رفتار می‌کند؛ یک هدیه‌ی مرموز و تهدیدآمیز از ناکجا ظاهر می‌شود؛ و وقتی یک نوازنده‌ی جوان و روس ویولن‌سل می‌آید که برای حضور در ارکستر تار تست بدهد، تار ناخواسته مسحور او می‌شود.

بلانشت در تمام سکانس‌های این فیلم حضور دارد، و کارش شگفت‌انگیز است. او به طور قطع لایق اسکار است. این نقش‌آفرینی نمایانگر قدرت است. بلانشت برای این نقش به‌عنوان یک رهبر ارکستر و یک پیانیست تمرین کرد، یاد گرفت آلمانی صحبت کند، و حتی گفته می‌شود برای یک سکانس که در آن پشت فرمان است، در یک مسیر مسابقه تمرین رانندگی کرد. او ابعاد بسیار زیادی به شخصیت تار می‌بخشد؛ مثل خشونت، آسیب‌پذیری و درماندگی، و باعث می‌شود هرگز ندانید باید چه حسی به او داشته باشید. نبردی با یکی از دانش‌آموزان مدرسه‌ی جولیارد بر سر ویژگی‌های باخ (یک مرد مرده‌ی سفیدپوست دیگر)، ذکاوتی غیرقابل‌پیش‌بینی دارد؛ تار او را با بحث‌های خود نابود می‌کند، اما غرور خود را هم نمایش می‌دهد. در نهایت سزای عمل خود را می‌بیند، و فیلم هم آن را نمایش می‌دهد. شاید پایان داستان برای چنین فیلم قاعده‌مند و کنترل‌شده‌ای کمی عجولانه باشد، اما شما را درگیر خود می‌کند و عاری از هرگونه نتیجه‌ی اخلاقی است.

حتماً این فیلم را تماشا کنید. «تار» فیلمی است که شما را به قضاوت تحریک می‌کند و جرقه‌ی گفت‌وگو را می‌زند. آن زمان را به خاطر دارید که فیلم‌های بیشتری می‌توانستند با شما این کار را بکنند؟

منبع: vogue

اولین نفری باشید که به این محتوا امتیاز میده! post

مجله خبری ای بی سی مگ

ای بی سی مگ یک وب سایت خبری و علمی در حوزه فیلم و سینما، تکنولوژی و لوازم خانگی با جدیدترین اخبارهای این حوزه می باشد. خوشحالیم بتوانیم مطالب مفیدی را برای شما ارائه دهیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا