اجرت المثل به انگلیسی چیست؟ | معانی و اصطلاحات حقوقی و قانونی

اجرت المثل به انگلیسی

وقتی صحبت از «اجرت المثل» میشه، منظور اون دستمزد یا عوضی هست که بابت استفاده از مال یا انجام کاری به کسی پرداخت میشه، در حالی که از قبل هیچ توافق یا قراردادی برای مبلغش وجود نداشته. معادل های انگلیسی دقیقی مثل Fair Equivalent Remuneration و Quantum Meruit میتونن حسابی کار شما رو راه بندازن. اما انتخاب بهترین معادل، کاملاً به بافتار و موقعیت حقوقی بستگی داره.

حتماً برای شما هم پیش اومده که با شنیدن اصطلاحات حقوقی، یهو سردرگم بشید؛ مخصوصاً وقتی پای ترجمه به زبان دیگه ای وسط میاد. «اجرت المثل» یکی از همین اصطلاحاته که تو نظام حقوقی ما کلی کاربرد داره و همه مون حداقل یک بار اسمش رو شنیدیم، مثلاً تو بحث طلاق، ارث یا حتی وقتی کسی بدون اجازه از مال یکی دیگه استفاده کرده. حالا فکر کنید بخوایم این مفهوم رو برای یه مخاطب انگلیسی زبان توضیح بدیم یا تو یه سند حقوقی بین المللی ازش استفاده کنیم. اینجا دیگه یه ترجمه لغت به لغت دیکشنری به کارمون نمیاد و باید حسابی حواس مون جمع باشه تا بهترین و دقیق ترین معادل رو انتخاب کنیم. این مقاله دقیقاً برای همینه که مثل یه راهنمای جامع و کاربردی، دست تون رو بگیره و با مهم ترین معادل های انگلیسی «اجرت المثل» و کاربرد هر کدوم آشنا کنه. پس اگه دانشجو، وکیل، مترجم یا فقط یه آدم کنجکاو هستید، تا آخر این مسیر با ما همراه باشید.

مقدمه: درک مفهوم اجرت المثل و اهمیت ترجمه آن

مفاهیم حقوقی مثل اجرت المثل برای ما ایرانی ها کاملاً جاافتاده و ملموسه. اما وقتی همین مفهوم رو می خوایم برای کسی که تو یه سیستم حقوقی دیگه آموزش دیده یا باهاش کار می کنه، توضیح بدیم، ممکنه با چالش های جدی روبرو بشیم. دلیلش هم اینه که ترجمه کلمات حقوقی، فقط پیدا کردن یه واژه معادل نیست؛ بلکه باید اون مفهوم عمیق و بستر فرهنگی و قانونی پشتش رو هم منتقل کنیم. اهمیت این دقت تو ترجمه رو میشه تو موارد مختلفی دید. مثلاً یه وکیل که داره یه پرونده رو برای یه دادگاه بین المللی آماده می کنه، یه دانشجو که مشغول تحقیق درباره حقوق تطبیقیه، یا حتی یه مترجم که مسئول ترجمه اسناد حقوقیه، همه و همه نیاز دارن که دقیق ترین و مناسب ترین معادل رو پیدا کنن. اگه ترجمه اشتباه یا ناقص باشه، ممکنه کلی سوءتفاهم ایجاد بشه و حتی نتیجه یک پرونده رو عوض کنه.

هدف اصلی این مقاله اینه که به شما کمک کنه تا این چالش رو به بهترین شکل ممکن پشت سر بذارید. ما اینجا فقط چند تا کلمه انگلیسی رو ردیف نمی کنیم؛ بلکه سعی می کنیم با توضیح دقیق مفهوم «اجرت المثل» تو حقوق خودمون و مقایسه اش با مفاهیم مشابه تو حقوق انگلیسی (کامن لا)، یه تصویر کامل و شفاف ازش ارائه بدیم. همچنین، مثال های کاربردی به فارسی و انگلیسی می آریم تا این مفاهیم براتون ملموس تر بشن و بدونید هر معادل رو کجا و چطور استفاده کنید.

اجرت المثل در نظام حقوقی ایران: تعریف و موارد کاربردش

قبل از اینکه بریم سراغ معادل های انگلیسی، بهتره یه بار دیگه با هم ببینیم اصلاً اجرت المثل تو حقوق ایران یعنی چی و کجاها کاربرد داره. اینجوری وقتی میریم سراغ ترجمه ها، دقیقاً می دونیم داریم دنبال معادل چه مفهومی می گردیم.

تعریف حقوقی اجرت المثل از نگاه قانون

اجرت المثل در لغت یعنی مزد یا دستمزدی که شبیه آن در عرف متداول است یا اجرت و دستمزد کار. اما تو اصطلاح حقوقی، همونطور که از اسمش پیداست، به عوضِ استفاده از مال یا عمل دیگری گفته میشه که از قبل توافقی روی مقدارش نبوده و باید بر اساس عرف و نظر کارشناس تعیین بشه. فرض کنید شما از ماشین دوست تون استفاده می کنید بدون اینکه از قبل مبلغی رو برای اجاره باهاش طی کرده باشید. بعداً دوست تون میاد و می گه خب من که راضی نبودم شما مجانی از ماشینم استفاده کنید، حالا اجرت المثل استفاده از ماشینم رو بده. اینجا دادگاه یا کارشناس میاد و بر اساس اینکه اجاره یه همچین ماشینی تو اون مدت چقدر می شده، یه مبلغی رو به عنوان اجرت المثل تعیین می کنه. این مفهوم ریشه های عمیقی تو فقه اسلامی و قانون مدنی ما داره؛ مثلاً مواد ۳۳۶ و ۳۳۷ قانون مدنی به این موضوع اشاره می کنن.

اجرت المثل یعنی عوضِ استفاده از مال یا عمل دیگری که از قبل توافقی روی مقدارش نبوده و باید بر اساس عرف و نظر کارشناس تعیین بشه.

فرق اجرت المثل با اجرت المسمی: قصه دو دستمزد متفاوت

یکی از مهم ترین نکاتی که تو فهم اجرت المثل باید بهش توجه کنیم، تفاوتش با اجرت المسمی هست. اصلاً این دو تا دقیقاً برعکس همن:

  • اجرت المسمی: این همون دستمزد یا عوضی هست که از قبل و با توافق و قرارداد بین دو طرف مشخص شده. مثلاً شما یه خونه رو اجاره می کنید و تو قرارداد می نویسید ماهانه ۱۰ میلیون تومن اجاره میدید. این ۱۰ میلیون تومن میشه اجرت المسمی.
  • اجرت المثل: اما اجرت المثل، همونطور که گفتیم، وقتیه که هیچ قراردادی یا توافقی روی مبلغ نبوده. یا قرارداد بوده ولی به دلیلی باطل شده و طرف از مال یا خدمت بهره مند شده. تو این حالت، عرف و نظر کارشناس میاد و مبلغ رو تعیین می کنه.

پس اصلی ترین تفاوتشون تو وجود یا عدم وجود توافق قبلی هست.

اجرت المثل کجاها کاربرد داره؟ موارد رایجش رو بشناسیم

اجرت المثل تو خیلی از موقعیت های حقوقی ما سر و کله اش پیدا میشه. بیاید چند تا از مهم ترین و رایج ترین کاربردهاش رو با هم مرور کنیم:

  1. تصرف و استفاده از مال دیگری بدون رضایت یا قرارداد (اجرت المثل ایام تصرف):

    این یکی از رایج ترین کاربردهای اجرت المثله. تصور کنید یه نفر بدون اجازه شما تو ملک تون زندگی کرده یا از زمین تون برای کشت و زرع استفاده کرده. حالا شما می تونید اجرت المثلِ استفاده از اون ملک یا زمین رو برای اون مدت ازش مطالبه کنید. دادگاه با کمک کارشناس میاد و بر اساس اجاره بهای عرفی همچین ملکی، مبلغی رو تعیین می کنه.

  2. انجام کار یا ارائه خدمت برای دیگری بدون توافق قبلی بر میزان دستمزد:

    گاهی وقتا پیش میاد که برای کسی کاری انجام میدیم یا خدمتی ارائه می کنیم، اما از قبل در مورد دستمزد به توافق نرسیدیم. مثلاً ممکنه یه نقاش دیوارهای خونه شما رو نقاشی کنه، اما قبل از شروع کار در مورد مبلغ با هم حرفی نزدید. اینجا نقاش می تونه اجرت المثل کارش رو از شما بخواد که این مبلغ بر اساس عرف (مثلاً دستمزد معمول برای همچین نقاشی ای) تعیین میشه.

  3. اجرت المثل زن در دوران زوجیت (موضوع نحله و اجرت المثل در طلاق):

    این یکی از بحث برانگیزترین و در عین حال مهم ترین کاربردهای اجرت المثل تو حقوق ایرانه. وقتی یه خانم تو دوران زندگی مشترک، کارهایی رو انجام میده که شرعاً و قانوناً وظیفه اش نبوده (مثلاً کارهای خونه که وظیفه اصلی زن نیست، اما به خاطر مدیریت زندگی مشترک انجام داده)، می تونه موقع طلاق، اجرت المثل اون کارها رو مطالبه کنه. این رو هم باید بدونید که اجرت المثل زن با نحله متفاوته، هرچند هر دو تو بحث طلاق مطرح میشن.

  4. اجرت المثل منافع مال مشترک (مانند اموال ورثه ای):

    فرض کنید چند نفر وارث یه ملک هستن، اما فقط یکی از اونا تو اون ملک زندگی می کنه یا ازش استفاده می کنه. تو این حالت، بقیه وراث میتونن اجرت المثلِ سهم خودشون از منافع اون ملک رو برای مدتی که شریک شون ازش استفاده کرده، مطالبه کنن.

معادل های انگلیسی اجرت المثل: از ترجمه مستقیم تا مفاهیم کامن لا

حالا که خوب متوجه شدیم اجرت المثل تو حقوق خودمون چه معنا و کاربردی داره، وقتشه بریم سراغ مهم ترین معادل های انگلیسی اش. یادتون باشه که هر کدوم از این معادل ها، ظرافت ها و کاربردهای خاص خودشون رو دارن و باید با توجه به بافتار جمله و موقعیت حقوقی، بهترینشون رو انتخاب کنید.

Fair Equivalent Remuneration: دقیق ترین ترجمه رسمی

اگه دنبال یه ترجمه رسمی و خیلی دقیق برای اجرت المثل هستید، این عبارت رو فراموش نکنید. Fair Equivalent Remuneration شاید طولانی به نظر بیاد، اما دقیقاً همون چیزی رو می رسونه که ما از اجرت المثل انتظار داریم: پاداش یا دستمزد معادل و منصفانه. تاکید این عبارت هم روی منصفانه بودن (fair) و هم روی معادل (equivalent) بودن عوض هست. Remuneration هم خودش به معنای پاداش یا جبران خدمته.

  • توضیح: این معادل رو میشه دقیق ترین و جامع ترین ترجمه تو متون حقوقی رسمی دونست. تاکید روی معادل منصفانه و پاداش/اجرت.
  • کاربرد: تو اسناد دادگاهی، قراردادهای بین المللی، و متون حقوقی که نیاز به دقت بالا دارن، این عبارت بهترین انتخابه.
  • مثال جمله:
    The court ordered the defendant to pay fair equivalent remuneration for the use of the property.
    (دادگاه حکم به پرداخت اجرت المثل معادل و منصفانه برای استفاده از ملک را صادر کرد.)

Fair Equivalent: ساده تر و کاربردی تر

بعضی وقتا، شاید نیازی به اونقدر رسمیت و طولانی بودن عبارت بالا نداشته باشیم. تو این جور مواقع، Fair Equivalent میتونه یه گزینه خوب باشه. این عبارت کوتاه تره و به صورت عمومی تر به ارزش معادل و منصفانه اشاره می کنه. اینجا دیگه کلمه Remuneration رو نداریم، اما مفهوم پاداش یا جبران خدمت از بافتار جمله مشخص میشه.

  • توضیح: نسخه ای کوتاه تر و تا حدودی کلی تر از مورد قبل، مناسب برای اشاره عمومی تر به ارزش معادل.
  • کاربرد: تو متون کمتر رسمی یا هنگامی که مفهوم پاداش به طور ضمنی درک میشه، کاربرد داره.
  • مثال جمله:
    He demanded a fair equivalent for his services.
    (او معادل منصفانه ای برای خدماتش مطالبه کرد.)

Quantum Meruit: همتای کامن لایی اجرت المثل

این عبارت لاتین، یکی از مهم ترین مفاهیم تو نظام حقوقی کامن لا (که تو کشورهای انگلیسی زبان رایجه) هست و خیلی وقتا به عنوان معادل اجرت المثل استفاده میشه. Quantum Meruit به معنی آنچه سزاوارش است یا به اندازه کاری که انجام شده هست. این اصل حقوقی میگه اگه کسی برای دیگری خدمتی انجام بده یا مالی رو بهش بده، بدون اینکه از قبل مبلغی رو طی کرده باشن، باید به اندازه ارزش اون کار یا مال، بهش پرداخت بشه.

  • توضیح: این اصل تو حقوق کامن لا به معنای آنچه سزاوارش است یا به اندازه کاری که انجام شده کاربرد داره. شباهت های زیادی با اجرت المثل ما داره، مخصوصاً تو زمینه جبران خدمات بدون قرارداد صریح.
  • کاربرد: تو سیستم های حقوقی کامن لا، برای پرداخت به ازای خدمات یا کالاهایی که قرارداد مکتوبی برای تعیین بها نداشته اند، کاربرد داره.
  • مثال جمله:
    The contractor sued for quantum meruit after the client breached the implied contract.
    (پیمانکار پس از نقض قرارداد ضمنی توسط کارفرما، برای مطالبه دستمزد به میزان کار انجام شده (کوانتوم مریت) اقامه دعوی کرد.)

Unjust Enrichment: ریشه بزرگ تر اجرت المثل

شاید بشه گفت اجرت المثل، یه شاخه یا مصداقی از یه اصل حقوقی بزرگ تر به نام Unjust Enrichment یا غنی شدن ناروا هست. این اصل میگه هیچکس نباید به هزینه دیگری، بدون دلیل موجه و به صورت ناعادلانه ثروتمند بشه. یعنی اگه کسی بدون مجوز یا قرارداد، از مال یا کار شما استفاده کنه و به این ترتیب خودش رو غنی کنه، باید اون رو جبران کنه. مطالبه اجرت المثل دقیقاً بر همین اساس بنا شده.

  • توضیح: اجرت المثل میتونه مصداقی از این اصل کلی حقوقی باشه که فردی بدون دلیل موجه و به هزینه دیگری، ثروتمند بشه.
  • کاربرد: تو تبیین ریشه های نظری و فلسفی مطالبه اجرت المثل یا توضیح ماهیت کلی اون، کاربرد داره.
  • مثال جمله:
    The claim for Ajrat al-Mithl falls under the broader legal principle of unjust enrichment.
    (مطالبه اجرت المثل زیر چتر اصل حقوقی گسترده تر غنی شدن ناروا قرار می گیرد.)

Fair Market Value for Use / Fair Rental Value: برای منافع و اجاره بها

بعضی وقتا اجرت المثل فقط مربوط به استفاده از یه ملک یا دارایی خاصه. تو این موارد، معادل های اختصاصی تری هم وجود دارن که خیلی به کار میان.

  • Fair Market Value for Use: این عبارت به ارزش بازار منصفانه برای استفاده اشاره داره و برای موارد کلی تر استفاده از اموال به کار میره.
  • Fair Rental Value: اگه موضوع اجرت المثل، مربوط به یه ملک و اجاره بها باشه، Fair Rental Value (ارزش اجاره ای منصفانه) خیلی دقیق تره.
  • توضیح: این معادل های اختصاصی تر برای اجرت المثل منافع (استفاده از مال) به کار میرن.
  • کاربرد: تو موارد مربوط به اجاره بها، تصرف ملک، یا استفاده از دارایی های منقول.
  • مثال جمله:
    The defendant was liable for the fair rental value of the apartment for the period of unauthorized occupation.
    (متهم مسئول پرداخت ارزش اجاره ای منصفانه آپارتمان برای مدت تصرف غیرمجاز بود.)

Recompense / Compensation for Services Rendered: جبران خدمات به زبانی عمومی تر

اگه بخوایم به زبانی عمومی تر و نه لزوماً خیلی حقوقی و رسمی، از جبران خدمات یا کاری که دستمزدش از قبل تعیین نشده حرف بزنیم، می تونیم از این عبارت ها استفاده کنیم:

  • Recompense: به معنای جبران خسارت یا پاداشه و میتونه جایگزین مناسبی باشه.
  • Compensation for Services Rendered: این عبارت هم به جبران خسارت برای خدمات ارائه شده اشاره داره و خیلی واضح منظور رو می رسونه.

این دو عبارت، معمولاً یه تعهد ضمنی (implied obligation) برای پرداخت رو نشون میدن، حتی اگه قرارداد صریحی نباشه.

  • توضیح: معادل های عمومی تر برای جبران خدمات یا کاری که دستمزد آن از قبل تعیین نشده و نیاز به تعهد ضمنی برای پرداخت هست.
  • کاربرد: تو متون غیرحقوقی رسمی یا برای توضیح ساده تر مفهوم، استفاده میشه.
  • مثال جمله:
    The artist sought recompense for the mural he painted without a formal agreement.
    (هنرمند برای نقاشی دیواری که بدون توافق رسمی کشیده بود، درخواست جبران خسارت (یا پاداش) کرد.)

بیا چند تا مثال کاربردی ببینیم: اجرت المثل در جملات فارسی و انگلیسی

حالا که با معادل های مختلف آشنا شدیم، بهتره چند تا مثال واقعی رو با هم بررسی کنیم تا قشنگ تو ذهن مون جا بیفته که هر کدوم رو کجا و چطور باید استفاده کنیم.

مثال 1: مطالبه اجرت المثل ایام تصرف یک ملک

تصور کنید یه نفر بدون اجازه تو ملک شما نشسته و ازش استفاده کرده. حالا شما می خواید اجرت المثل اون مدت رو ازش بگیرید.

  • فارسی: دادگاه حکم به پرداخت اجرت المثل ایام تصرف ملک صادر کرد.
  • انگلیسی: The court ordered the payment of fair equivalent remuneration for the period of unlawful possession of the property.

اینجا fair equivalent remuneration رو به خاطر دقت و رسمیتش انتخاب کردیم و با اضافه کردن for the period of unlawful possession (برای مدت تصرف غیرقانونی)، جمله رو کاملاً واضح و دقیق کردیم.

مثال 2: اجرت المثل بابت کار انجام شده بدون قرارداد

فرض کنید یه برنامه نویس برای شرکتی کاری انجام داده، ولی از قبل در مورد مبلغ با هم به توافق نرسیده بودن.

  • فارسی: او بابت خدماتی که بدون قرارداد ارائه کرده بود، اجرت المثل مطالبه نمود.
  • انگلیسی: He claimed quantum meruit (or fair equivalent remuneration for services rendered) for the services he provided without a contract.

تو این مورد، quantum meruit انتخاب خیلی خوبیه چون مستقیماً به جبران خدمات بدون قرارداد اشاره داره. fair equivalent remuneration for services rendered هم گزینه رسمی و دقیق تری هست که میشه استفاده کرد.

مثال 3: اجرت المثل زن در طلاق

این مورد یه مقدار خاص تره و نیاز به توضیح داره، چون مفهوم اجرت المثل زن تو حقوق ما ریشه های متفاوتی داره و دقیقاً با مفهوم کلی اجرت المثل یکی نیست، اما از همین اسم استفاده میشه.

  • فارسی: اجرت المثل ایام زندگی مشترک زوجه توسط کارشناس تعیین شد.
  • انگلیسی: The wife’s fair equivalent remuneration for the period of married life was assessed by an expert.

اینجا fair equivalent remuneration رو میشه استفاده کرد، اما اگه بخوایم خیلی دقیق باشیم، بهتره تو یه پاورقی یا داخل پرانتز، توضیح بدیم که این مفهوم خاص تو حقوق ایران به چه معنیه و چه تفاوت هایی با اجرت المثل عمومی داره، مخصوصاً اگه مخاطب کاملاً با حقوق ایران ناآشنا باشه. مثلاً می تونیم اضافه کنیم: (This refers to a specific type of compensation for unpaid domestic work during marriage under Iranian law.)

مثال 4: استفاده از مال مشاع بدون رضایت شریک

اگه دو نفر تو یه ملک شریک باشن و یکی از اونا بدون اجازه اون یکی، از کل ملک استفاده کنه.

  • فارسی: شريك، اجرت المثل استفاده از مال مشاع را از شريك ديگر مطالبه كرد.
  • انگلیسی: The partner demanded fair market value for the use of the joint property from the other partner.

تو این مثال، fair market value for the use یا حتی fair rental value اگه ملک مسکونی باشه، خیلی خوب می تونه منظور رو برسونه، چون مستقیم به ارزش استفاده از یک مال اشاره داره.

چند تا نکته که موقع ترجمه اجرت المثل یادت نره!

رسیدیم به یکی از مهم ترین بخش های مقاله. صرفاً دونستن چند تا معادل کافی نیست؛ باید بدونیم چطور و کجا ازشون استفاده کنیم تا ترجمه مون هم دقیق باشه و هم موثر.

بافتار (Context) حرف اول رو می زنه

اولین و مهم ترین نکته اینه که هیچ وقت یه ترجمه فیکس و همیشگی برای اجرت المثل وجود نداره. انتخاب بهترین معادل، کاملاً بستگی به بافتار (Context) متن شما داره. یعنی چی؟ یعنی باید ببینید:

  • موضوع اصلی متن چیه؟ در مورد ملکه؟ خدماته؟ طلاقه؟
  • هدف از ترجمه چیه؟ یه مقاله علمیه؟ یه مکاتبه حقوقیه؟ یه توضیح ساده برای عموم؟
  • مخاطب شما کیه؟ یه حقوقدان کامن لا؟ یه وکیل ایرانی؟ یه فرد عادی؟

مثلاً اگه دارید درباره اجرت المثل زن تو طلاق صحبت می کنید، شاید Fair Equivalent Remuneration for marital services یا یه توضیح کامل تر لازم باشه. اما اگه فقط راجع به استفاده از یه ملک بدون اجاره بهاست، Fair Rental Value خیلی سرراست تره.

از اهل فن مشورت بگیر

مفاهیم حقوقی، مخصوصاً وقتی از یه سیستم حقوقی به سیستم دیگه ترجمه میشن، ظرافت های خاصی دارن. اگه با یه مورد پیچیده یا حساس روبرو شدید، حتماً از یه وکیل بین المللی که با هر دو سیستم حقوقی آشنایی داره یا یه مترجم حقوقی متخصص مشورت بگیرید. تجربه و دانش اونا میتونه شما رو از اشتباهات پرهزینه نجات بده. به قول معروف، کار رو دست کاردون بسپارید.

اگه لازمه، توضیح بیشتر بده

بعضی وقتا، حتی بهترین معادل هم نمیتونه تمام جوانب مفهوم اجرت المثل رو برای یه مخاطب ناآشنا توضیح بده. مخصوصاً وقتی صحبت از مفاهیم خاصی مثل اجرت المثل زن تو حقوق ایران میشه. تو این مواقع، اصلاً خجالت نکشید و یه توضیح مختصر و مفید اضافه کنید. مثلاً داخل پرانتز یا تو یه پاورقی، میتونید یه جمله اضافه کنید که ماهیت خاص اون مفهوم رو شفاف کنه. این کار باعث میشه اعتبار و دقت ترجمه شما خیلی بیشتر بشه و مخاطب هم دقیقاً متوجه منظورتون بشه.

جمع بندی: با ترجمه دقیق، پایه های ارتباط حقوقی بین المللی رو محکم کن

امیدوارم با خوندن این مقاله، دید جامع و کاملی نسبت به ترجمه اجرت المثل به انگلیسی پیدا کرده باشید. همونطور که با هم دیدیم، این اصطلاح حقوقی فارسی، معادل های انگلیسی متعددی مثل Fair Equivalent Remuneration، Quantum Meruit و Unjust Enrichment داره که هر کدوم بسته به بافتار و موقعیت حقوقی، کاربرد خاص خودشون رو دارن. یادمون باشه که ترجمه حقوقی، فقط جابه جایی کلمات نیست؛ انتقال دقیق مفاهیم، اصول و حتی فلسفه های حقوقی پشت اون کلمات خیلی مهمه.

دقت تو انتخاب معادل صحیح، می تونه تفاوت بین یه ارتباط حقوقی بین المللی موفق و یه سوءتفاهم پرهزینه باشه. چه دانشجو باشید، چه وکیل، چه مترجم یا پژوهشگر، تسلط بر این ظرایف به شما کمک می کنه تا پیام تون رو به درستی منتقل کنید و اعتبار خودتون رو بالا ببرید. پس با استفاده از این راهنما و توجه به نکات کلیدی، میتونید با اطمینان بیشتری تو دنیای پیچیده ترجمه حقوقی قدم بردارید.

دکمه بازگشت به بالا